فاصله ها
" دارم هی پا به پای نرفتن صبوری می کنم "
پر رنـــگ نوشته بودمـت
به سختــی پــــــاک می شـــوی
ولـــــی پاکت میکنم !!!
تمام زخم هایم
مرهمش
لبــــ های توست
بوسه نمیخواهم! فقط حرفی بزن
پلکهایم را آنقدر روی ِ هم می
فشارم
تـا مــبادا رفتنت را ببینم...
امّـــا
صدای ِ گامهایت.......
حالا كه
قرار است
از تو عبور كنم
بگذار كفش هایم را در بیاورم
تو هنوز هم برایم مقدسی...
حس می کنم تورو تو هرشب خودم من عاشق همین احساس تو شدم
حست جهانمو وارونه می کنه آرامشت منو دیوونه می کنه
حس می کنم تورو یه عمره تو خودم بازم به من بگو دیر عاشق شدم
کشتی غرورم رو دیوونگی کنم بازم منو بکش تا زندگی کنم
می میرم از جنون تا گریه می کنی با بغض هر شبت با من چه می کنی
چشمای خیس تو رو بغض من ببند من گریه می کنم حالا برام بخند
من در کنار تو دریای خاطرم وا میکنی در رو بی تو کجا برم
مثه قایقی خسته تو دریا / مثه دیدن تو توی رویا / مثه تیک تیک خسته ی ساعت / مثه قصه ی تلخ صداقت / مثه شب / مثه گل توی گلدون / مثه تصویر آب توی بارون / مثه گریه ی تلخ دیوونه
دیگه چیزی ا زم نمی مونه
مثه لحظه ی بارون و پاییز/ مثه چشمای خسته ی لبریز / مثه اشکای ریخته رو گونه / مثه بارون و ابر و بهاره / مثه لحظه ی خواب ستاره
تو رو دوس دارم
مثه خاطره های پریده/ دو نگاه به هم نرسیده / مثه شاعر و عشق و رفاقت/ مثه حس غریب نجابت / مثه پرسه و گریه و خوندن / همه ی خاطره هاتو سوزوندن / مثه اشکای خواب شبونه/
دیگه چیزی ازم نمی مونه
مثه لحظه ی بارون و پاییز / مثه اشکای ریخته رو گونه
دیگه چیزی ازم نمی مونه
مثه بارون و ابر بهاره / مثه لحظه ی خواب ستاره
تو رو دوس دارم
تورو دوست دارم لبالب
نشستم روبروی تو
نگاهم سخت دلداده س
آخه کی باورش میشه
عبادت انقدر ساده س
نشستم روبروی تو
که جمع درد و تسکینی
منو با این که والایی
از اون باالا نمی بینی
تمـــام عمر، با من باش
من انقد از خودم خستم
که پای هر عذابی که
بدونم با توئه هستم
تو رو راحت پـرستـیـدم
فقط با یک نظر دیدن
نمی دونی چقدر سخته
تورو راحت پرستیدن
به دریـــا دل زدم، شاید
بتونم در تو دریا شم
همه دنیا رو بخشیدم
که قد بخششت باشم
من از این فاصــــــله ها بیـزارم - من تــو و عشق تو رو کـم دارم
من دلم میـــخاد کنارم باشی - می تونی همیشه یارم باشی
مــــی تونی فـــاصله رو برداری - یا منـــو تو حسرتت می ذاری؟
تو که هم صحبت این شبهامی - آخـــرین دلـخـــوشی دنیـــــامی
به تـــو وابسته شدم این روزا - تو رو هــر شب می بینم تو رویـا
بگو درکم می کنی،می فهـمی - یا کــه بی تفـــاوتی، بیــرحمی؟
می دونی چقدر برات دلتــنــگم - من بـــا احساس خودم میجنگم
کاش بتونم ببـــینم چشمـاتو - کـــاش بتــونم بگیـرم دستـاتــو
آرزومـــــه یـــــه شب بـــارونی - تو گوشم بگی پیشم می مونی
کاش بتونم با تو هم رویـــا شم - کاش اجازه بدی عـــاشق باشم
من از این فاصـــــله ها بیـزارم - من، تــــو و عشـــق تــــــــو رو
من تو رو کم دارم.
تو نـــــزدیکی که ماهیها / به سمت خونه بــرگشتن
به عشقت راه دریـــا رو / بازم وارونه بــــرگشتن
تو این دنیا یه آدم هست / که دنیاشو تو مـــی بینه
کسی که پای هفت سینت / یــه عمره سیب می چینه
کنــــار سبـــزه و ســــکه / کنـــــــار آب و آیینــــــه
تمـــام لحظــه هـــای شب / ســــکوتت هفتمین سینه
توام درگـــیر تشـــــویشی / مثـــه حالی که من دارم
بــــرای دیدنـــت امــــشب / تمــــــام ســال بیـــدارم
هــــوای خونه بــــــرگشته / تمـــــام جــــاده بارونه
یه حسی تو دلــــــم میـــگه / تو نزدیکی به این خونه
دارم اینجــــا تلـف میشم تنم بدجوری می لــرزه
هوا سنــگین و تـــاریکه به یه لعـنت نمی ارزه
بگو که خـواب می بینم بگو که این یه کابـوسه
داره قلبــــــم توی سینه از این تصویر می پوسه
چرا خوشحال خوشحالی چرا چشمات پـره نازه
مگه دستاش غریبه نیس که با دست تو می سازه
جا برای گنجشک شدن زیاد است . . .
اما به درختان خیابان تو عادت کرده ام ! !
| Design By : Pichak |


